دو سه ماه پیش و همزمان با اعلام موجودیت ستاد ائتلاف اصلاحات ُ بیانیه یی در برخی از سایت های خبری استان انتشار یافت که در پای آن امضای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان مردمی دیده می شد . اعلام موجودیت این ستاد موازی آن روزها سر و صدای زیادی در فضای سیاسی استان ایجاد کرد . در آن ایام در پیام عسلویه گفت و گویی داشتم با عباسی سملی که از آن به عنوان نویسنده ی بیانیه یاد می شد.
در آن مصاحبه عباسی سملی برای اولین بار از ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به عنوان ستاد اصلاح طلبان دولتی یاد کرد و معتقد بود که اعضاء این ستاد از جریان اصلاح طلبان واقعی منشعب شده اند .
عباسی در آن روز از انشعابیون خواست تا به ستاد و جریان اصیل اصلاح طلبی که خود مدعی او بود بپیوندند.
حالا با گذشت دو سه ماه از آن گفت و گو و دعوت جناب عباسی سملی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به دلیل رد صلاحیت های اصلاح طلبان قرار است از کاندیدای همان ستاد ائتلاف مردمی آقای عباسی حمایت نماید .
جالب است ! ... باز پدر و مادر شورای نگهبان بیامرزد که دو جریان اصلاح طلبان دولتی و مردمی ! را با هم آشتی داد و گرنه با تایید صلاحیت این همه اصلاح طلب معلوم نبود چه بر سر این دو جریان مردمی و دولتی می آمد؟
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 20:14 توسط هوشمند
|
مهران قاسمی هم رفت
قلب مهربان مهران قاسمی تحلیلگر و روزنامه نگار جوان امروز صبح پس از ۳۰ سال زیستن در این جهان باز ایستاد تا در آنسوی آسمانهای خرم جهانی فرخنده و نیکو را تجربه کند .
با مقالات ترجمه ها و تحلیلها مهران در روزنامه های شرق اعتماد اعتماد ملی و شهروند آشنایی داشتم و یکی از خوانندگان جدی مطالب این روزنامه نگار صاحب نظر بودم .
خبر مرگ زود و نابهنگامش که امروز شنیدم حیفم آمد در اینجا از او و توانمندی هایش یادی نکنم . از قرار معلوم و به گفته ی خانم ایشان مهران قاسمی چند روز پیش در یک سانحه رانندگی مجروح و در هنگام مرگ در خانه بستری بوده است .
او از تصادف رهایی یافته بود تا اینکه امروز سکته ای بیرحم و ناگاه قلب بزرگ او را از طپش افکند .
در ذیل یادداشتی از مهران که به مناسبت ۳۰ سالگی اش نگاشته است بخوانید و به روح بلندش درود بفرستید :
یادداشت 30 سالگی مهران
چشمانم را دیگر نمیبندم
سه دهه پیش بعد از اذان ظهر جمعه در شیراز متولد شدم و شاید به خاطر همین زمان خاص بود که پدرم میگوید مدتی بعد از نام گذاری من و انتخاب نام مهران مردد شده بود که شاید بهتر بود نام سید مهدی را برایم برمیگزید.
از دیروز ظهر سیساله شدهام و چه حس غریبی است ورود به این دهه چهارم زندگی! هزار کار ناکرده دارم و هزار افسوس برای آنچه که بر زمین مانده است و هزار سوگ بر آنچه که گاه انجام دادهام.
اگر چرخ روزگار اندکی هم به عقب میچرخید، شاید فرصت برای جبران بسیاری از اشتباهات وجود داشت اما افسوس که در گذر بیرحم زمانه باید به بازی برد-باخت تن بدهی و یا همه چیز را بدست آوری و یا از دست رفته ببینی.
صادقانه میگویم دو سال و نیمی است که نگاهم به زندگی عوض شده، قدر فرصتهایش را، تمام لحظاتش را میدانم و به این باور رسیدهام که چه بسیار افراد و چیزها که شاید حتی ارزش لحظهای اندیشیدن و وقت تلف کردن نداشتهاند. حالا دیگر حس می کنم وقتی برای تلف کردن ندارم. شاید هم روزی آنقدر جسور شوم که بگویم برای مردن هم وقت ندارم!
این تغییر نگاه را اما مدیون حضور پررنگ کسی هستم که امروز به عنوان همسر در کنار دارم و جالب اینجاست که من و سارا، زاده یک روز هستیم؛ روزی در میانه فروردین ماه.
دهه چهارم را اما با امید به تحولی درونی و بیرونی آغاز میکنم و با این اطمینان که بازهم مهر الهی و شفقت او باران فرصتها را بر سرم خواهد باراند. این بار اما چشمانم را بر این باران نخواهم بست،فرصتی برای چشم بستن نیست!
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 19:24 توسط هوشمند
|
نشانهها همواره دليل بر اتفاقاتياند كه يا به وقوع پيوسته و يا در آستانهي واقعيت قرار دارند حضور گوناگون اشياء در زندگي اجتماعي، هر يك نشانهاي است تا با مدد فهم و شعور آگاه، حس دريافت را بيدار و آن را بر مدار واقعيت تجزيه و تحليل نمايد.
نشانهاي كه اينك بر متن و حواشي صحيفهي اصلاح طلبان بوشهري نقش بسته است، نشانهاي نيست كه با آن بتوان به پيشواز مفهومي روشن و تابناك براي اين طيف سياسي رفت.
اعلام موجوديت دو تشكل هم سو، آن هم در يك زمان و شرايط ويژه و هر دو نيز به نام ائتلاف اصلاح طلبان ميتواند نشانهي خوب و اميدوار كنندهاي براي اصلاح طلبان بوشهري نباشد؛ چرا كه وقوع چنين رخدادي آن هم در آستانهي انتخاباتي سرنوشت ساز ميتواند تمام معادلات نخبگان اين طيف را بر هم بزند و وزنهي انتخابات هشتم را به نفع رقيب تغيير دهد.
مرزبندي اصلاح طلبان دولتي و مردمي درست زماني در ادبيات سياسي استان رخ مينمايد كه چيزي از تشكيل ائتلاف اصلاح طلبان با مسئوليت مسعود شكوهي نميگذرد؛ ائتلافي كه از سوي تشكل مقابل به ائتلاف دولتي توصيف شده است.
تشكيل چنين ائتلافي در اين شرايط، نماياگر اختلافات عميق و ريشهداري است كه اصلاح طلبان بوشهري مدتها بدان دچار بودهاند و اينك در آستانهي انتخابات با اعلام موجوديت ائتلافهاي موازي سر برون آورده است.
ائتلافي كه ميتواند نقشي اساسي در تقسيم آراء اصلاح طلبان نمايد و آنان را به سرنوشت انتخابات مجلس هفتم دچار سازد.
انتشار اولين بيانيه ائتلاف اصلاح طلبان مردمي كه به يك شك در فضاي سياسي استان شباهت داشت؛ اگرچه ميتواند اعلام موجوديتي براي اين تشكل جديد انتخاباتي باشد اما در آن از تشريح اهداف و برنامهها و همچنين علت العلل ايجاد چنين ائتلافي خبري يافت نميشد و همان بيخبري و شتابزدگي خود نشانهاي آشكار از شكاف عميق و تقابل دو طيف از اصلاح طلبان بوشهري است كه هر دو به نامهاي دولتي و مردمي نامگذاري شدهاند، شكاف عميقي كه اگر بزرگان اين طيف به فكر چارهي آن نباشند بيترديد به واگذاري 100 درصدي كرسيهاي نمايندگي استان بوشهر به جناح مقابل منجر خواهد شد.
+
نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 22:44 توسط هوشمند
|
یکی گفت :نفرینشان کن !
اما او دندان شکسته اش را رو به آسمان کرد و گفت :
« اللهم اهد قومی انهم لایعلمون »
بعثت پیغامبر مهربانی مبارک باد !
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 18:54 توسط هوشمند
|
روزنامه شرق توقیف شد.
این روزنامه نیز به سلف خلفش پیوست تا شاید وقتی دیگر رفع توقیف
شود و باز این تسلسل ادامه یابد یا در دیار خاموشان به نشاط و جامعه
و ...بپیودند و در جوار آنان آرام یابد.
آنچه که مهم است آفتاب شرق امروز 15 مرداد ماه و در آستانه ی روز
خبرنگار غروب کرد تا جامعه ایران از یک رسانه ی مکتوب متفاوت
محروم گردد.
برای خاموشی دوباره ی شرق متاسفم . برای همه ی چراغ هایی که
می بایست در کار نشر روشنایی باشند اما با تندبادی ناگهان به
خاموشی گراییدند و در محاق ماندند.
غرض از طرح این مقدمه این بود که بگویم تا چه اندازه اهالی شرق
خود در نگاه داری و پاسداشت رسانه ای فراگیر کوشیدند.
چاپ گفت و گو با ساقی قهرمان شاعر خارج نشینی که خود به ترویج
هم جنس گرایی و اشاعه ی بی بند و باری هایی که جامعه ی ایرانی آن
را بر نمی تابد می پردازد ؛ چه اندازه ضرورت داشته است که دوستان
شرق نشین ما بر آن اصرار داشتند.
امروز هر نا آگاهی می تواند با سرچ نام ساقی قهرمان در گوگل به
هویت این فرد پی ببرد و از افکار و عقاید او آگاه گردد.
پذیرفتی نیست روزنامه نگاری که خود به گفت و گو با ساقی پرداخته
و حتی در این گفت و گو به نیز به ارائه و انعکاس اندیشه های وی
پرداخته با افکار او بیگانه باشد.
به گمان من عذرخواهی روزهای بعد مسئولین شرق نیز توجیه پذیر
نیست چرا که افکار و عقاید ساقی قهرمان برای هر فعال عرصه ی
مطبوعات فرهنگ و ادبیات اظهر من الشمس می باشد.
من به عنوان یک خواننده حرفه ای شرق و دیگر روزنامه ی کشور حق
دارم تا از مسئولین شرق بپرسم که چرا با بی توجهی
من __ خواننده ی شرق __ را با چاپ گفت و گویی بیهوده
، از مطالعه ی
روزنامه ای حرفه ای و متفاوت محروم ساختید ؟
این حق را به من می دهید یا نه دوست عزیز !
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 21:4 توسط هوشمند
|
|
بعد از مدتها سلام !
بانی آشتی دوباره با این «طبق معمول» خاموش آقای عطارزاده نماینده
محترم بوشهر شد.
پس به فال نیک!! می گیرم و نامه ی اخیر جناب عطارزاده را به اقتراح
می گذارم .
می خواهم نظر شما پیرامون این نامه بدانم .
خواهشمندم به این نامه خارج از نگاه های احساسی و ایضا! سیاسی
متداول نگریسته شود.
اینکه پیشنهاد عطارزاده در مورد تغییر نام استان بوشهر به خلیج فارس
تا چه اندازه می تواند به لحاظ تاریخی و ملی قابل طرح و بررسی باشد.
نامه عطارزاده را می آورم و منتظر اظهار نظر شما فرهیختگان عزیز
می مانم:
|
«جناب آقای دکتر احمدی نژاد
سلام علیکم
احتراما با عنایت به این که در تاریخ ایران حدود 30 سال استان بوشهر به نام فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس معروف بوده است و معلوم نیست چه نیات ناصوابی نام تاریخی خلیج فارس را از حوزه بوشهر گرفته و بعدا به نام بوشهر تغییر داده اند لذا برای احیای مجدد نام پرافتخار خلیج فارس بر این استان و بنا به این دلیل که بیشترین کرانه ساحل با خلیج فارس را استان بوشهر با 625 کیلومتر دارا می باشد لذا در این شرایط که دست های استعمارگر برای حذف نام خلیج فارس از این خلیج همیشه سرافراز از آستین بیرون آمده است و هم چنین وجود یک استان با نام این دریای ایرانی که سابقه دیرینه دریانوردی و مبارزه با استعمار را دارا می باشد خود تأکیدی بر نام خلیج فاس بر این دریا می باشد، شایسته است رییس جمهور محترم با بازگرداندن نام حقیقی این استان و تصویب نام خلیج فارس برای استان بوشهر و اعلام استان خلیج فارس به مرکزیت بوشهر، انگیزه های حمایت از نام و واقعیت خلیج فارس در افکار مردم ایران اسلامی تقویت گردد.
شکرالله عطاراده نماینده مدم شریف بوشهر ، گناوه و دیلم »
دیدگاه دوستان :
| سجاد واعظی |
| نظر بنده به طور مفصل به هفته نامه نسیم جنوب ارسال شده است میخواستم اینجا هم ثبت کنم نشد ... در کل نظر بنده دوری از توهین و جسارت و استفاده سیاسی از این جریان بود . بهرحال پیشنهادی است قابل تامل ... نظر نهایی بنده برگزاری همه پرسی در سراسر استان است شما چه می گویید ... |
....................................... |
| قاسمی |
سلام. خدمت دوست عزیزی که خواستار نظرسنجی و همه پرسی در باره تغییر نام استان به خلیج فارس شده اند باید بگویم ضرورت این کار چیست؟ به راستی این تغییر نام چه سود و منفعتی به حال استان دارد؟ آیا تغییر نام بوشهر با آن سابقه تاریخی به خلیج فارس (که سابقه تاریخی اش محفوظ است) می تواند از جعل کردن نام این دریا بکاهد؟ بعد هم همانطور که همگان می دانند تغییر نام یک استان حتی جزو اختیارات وزارت کشور هم نیست و باید در صحن مجلس به تصویب برسد، از اين رو هرچند هم آقاي احمدي نژاد ارتباطي با نماينده محترم بوشهر داشته باشد، مجلس در ماههاي آخر دنبال اين گونه مسايل نيست. دست آخر اينكه فكر مي كنم اين ديدگاه شخصي آقاي عطارزاده است كه در حد خودش قابل احترام است؛ اما زماني كه از موضع نماينده بوشهر مطرح مي شود ذهنيت ديگري در سطح ملي نسبت به آن شكل مي گيرد و اين گونه تعبير مي شود كه شايد اغلب افراد در حوزه انتخابيه ايشان با اين ديدگاه موافق هستند؛ در حالي كه مشكلات و مسايلي در اين استان، ساكنان آن را رنج مي دهد كه از اولويت بيشتري نسبت به تغيير نام پرآوزاه بوشهر برخوردارند. موفق باشيد. |
...........................................................
| طالب موذنی |
|
با سلام
حالا که همه مشکلات استان حل شده و تنها اسمش مانده که تغییر بکنه, من هم موافقم تا با این اسم جدید مشکلات آینده استان هم حل شو!!!
از این شوخی ها که بگذریم, آقای عطارزاده اگر واقعا به فکر خلیج فارس هستند بهتر است فکری به حال آبهای ساحلی آن بکنند که با این تاسیسات انرژی هسته ای و گازی و پتروشیمی و خشک کردن این آبها, شاهد از بین رفتن تدریجی آن هستیم.
ما باید خلیج فارس را نام و خاک بوشهر معرفی کنیم, نه بوشهر را با خلیج فارس.
بدرود
............................................................................
| طالب مؤذنی |
|
با سلام
حالا که همه مشکلات استان حل شده و تنها اسمش مانده که تغییر بکنه، من هم موافقم تا با این اسم جدید مشکلات آینده استان هم حل شود!!!
از این شوخی ها که بگذریم, آقای عطارزاده اگر واقعا به فکر خلیج فارس هستند بهتر است فکری به حال آبهای ساحلی آن بکنند که با این تاسیسات انرژی هسته ای و گازی و پتروشیمی و خشک کردن این آبها, شاهد از بین رفتن تدریجی آن هستیم.
ما باید خلیج فارس را با نام و خاک بوشهر معرفی کنیم، نه بوشهر را با خلیج فارس.
...............................................................
| دادفر |
چه گویم علی آقا که ناگفتنم بهتر است! تغییر نام یک استان مصوبه مجلس می خواهد نه دستور رئیس دولت! |
..............................................................
| رضا آذین |
| ما که میدونیم اونایی که این پیشنهاد رو میدن کجاشون سوز میزنه! و چرا میسوزه! |
..........................................................
| سجاد واعظی |
|
ان چه که مهم است تعلقات و وابستگيهای جناحی و حزبی نبايد کوچکترين دخالتی در يک اظهار نظر علمی داشته باشد . و الا اين اظهار نظر ارزش علمی نخواهد داشت . احساسات و عواطف نيز در قلمرو شعر و صور خيال ارزش خواهند داشت و نه در چنين مسئله مهم و قابل توجه . بنابراين اينجانب از همه دوستان و همشهريانم می خواهم نخست از هرگونه توهين و فحاشی به هر شخص و جريانی خودداری فرمايند تا مبادا چهره ای زشت و ناپسند از جنبه فرهنگی در اذهان مردمان از استان زيبای بوشهر نقش بندد . دوم انکه بگذاريم بیشتر نخبگان و محققان انديشمند استان در اين باب سخن بگويند . اما چند نکته : ۱- بوشهر زيبا و کهن طولانی ترين مرز و پيوستگی را با خليج پارس دارد . بيشترين مرز ابی ايران نيز متعلق به بوشهر است . ۲- در برخی منابع نام ديگر خليج فارس را دريای بوشهر دانسته اند . مثلا در کتاب اثار عجم در نقشه ای که مولف کتاب ان را تهيه کرده نموده است در کنار نام خليج فارس به نام دريای ابوشهر نيز اشاره شده است . ۳- اگر در اين پيشنهاد که متن کامل ان را ندارم پيشنهاد استان خليج فارس به مرکزيت و نام جاودان بوشهر داده شده دست کم يک پيشنهاد قابل توجه و قابل نقد و بررسی است . چه اينکه بوشهر را خليج فارس و خليج فارس را بوشهر می داند نظير سخن معروف يکی از نويسندگان امريکايی در باره افلاطون (پلوتو) که افلاطون فلسفه است و فلسفه افلاطون .اينجانب هيچ گونه وابستگی و دلبستگی سیاسی به جناب عطارزاده ندارم همانگونه که هيچ گونه وابستگی به مخالفان جناب عطارزاده ندارم . اين را گفتم تا دوستان سخنان بنده را حمل بر طرفداری از يک جريان نپندارند . اين پيشنهاد هم دارای نقاط قوت است و هم دارای نقاط ضعفی ممکن است باشد . سخن بنده اين است که نام بوشهر و مرکزيت تاريخی بندر بوشهر با اين پيشنهاد حذف نخواهد شد تنها نام استان تغيير خواهد کرد . شايد در صورت عملی شدن اين پيشنهاد سخن و طرح جناب اقای سيد قاسم يا حسينی < بوشهر پايتخت فرهنگی خليج فارس > نيز قابليت دفاع بسيار قوی تری پيدا کند . ... اما دو پيشنهاد بنده : ۱- نشست تخصصی نويسندگان و محققان سراسر استان درباره اين پيشنهاد ( ناگفته نماند که نظريات ديگری نيز درباره نام استان در گذشته بوده و اکنون نيز هست که نمی توان با يک برخورد احساساتی و يا خدای ناکرده توهين و امثال ان اين نظرات را ناديده انگاشت متلا اين دو نظر < استان دشتستان يا استان دشتی و دشتستان > که احتمالا طرفداران جدی نيز دارد ... ۲- پيشنهاد دوم بنده برگزاری يک رفراندوم و همه پرسی در سراسر استان است ... اری همه پرسی . براستی اشکالی دارد در اين چنين مساله مهمی نظر همه مردم استان را خواست . اين خيلی بهتر است تا اينکه دو جريان سياسی احيانا به خاطر اهواء و منافع و مضار سياسی به جان هم بيفتند و اخرش هم چيزی جز خسران نصيب استان نشود. اينجانب از همه انديشمندان و نويسندگان استان بويژه انانکه برای رای مردم ارزش قائلند دعوت می کنم روی پيشنهاد دوم بنده قدری بينديشند و تامل فرمايند .بهر حال گذاردن نام استان خليج فارس يا استان دشتستان و يا استان دشتی و دشتستان هم به هويت تاريخی استان ضربه ای نخواهد زد و ای بسا به قول برخی نويسندگان با حقائق تاريخی قرابت بيشتری داشته باشد . اما ان چه که مهم است نام بندر تاريخی بوشهر (ليان) شهر درياها و شهر گفت و گوی اديان هرگز تغيير نخواهد کرد . حتی اگر نام استان عوض شود . سخن کوتاه کنم : < اقایان همه پرسی بگذاريد - مردم نظر بدهند > ... توضيح : پيشنهاد همه پرسی هيچ گونه منافاتی با گذاشتن يک نشست تخصصی نخواهد داشت . با سپاس و احترام - سجاد واعظی
................................................................
| تهرانی |
| واقعا مطرح کردن این موضوع بیانگر میزان کاری و عمق فعالیت نماینده مجلستون می رسونه که ظاهرا همه چیز حل شده و ایشون حتی به اسم استان هم حساسیت خاص دارند. و آیا اینکه تغییر این نام کدوم درد را حل می کند خودش پروژهای است که ایشان درچهار سالهای آینده به ان خواهند پرداخت. واقعا اگر ما تهرانی ها 1 نماینده مثل ایشان داشتیم که به این راحتی سراغ حساسترین مشکل منطقه مروند و به همین سادگی مشکل یک تنه حل می کنند دیگر نیاز به 30 نماینده برا شهرمون نداشتیم از خدا برا شما ها طلب صبر دارم و انشالا غم آخرتان باشه که.... |
..........................................................
| طالب مؤذنی |
با سلام خدمت آقای سجاد واعظی،
نمی دانم آیا خودتان راجع به پیشنهاداتتان تا حالا فکر کرده اید؟
تا آنجا که می دانم تغییر نام را موقعی انجام می دهند که آن نام، نام با مسمایی نباشد و جهت معنی دارتر و یا زیباتر شدن آن را تغییر می دهند. مثلاً اگر اسم و یا فامبل جنابعالی بیژن یا پروین و یا غضنفر بود و می خواستید یک عالم دینی هم باشید، خود و یا دیگران پیشنهاد می دادند که این اسم را قبل از عالم شدن تغییر دهید.
در مورد اسم استان هم باید بگم که اولا آقای عطارزاده نماینده استان بوشهر نیستند که نماینده شهرستان بوشهر هستند ولی دارند برای کل استان پیشنهاد می دهند.
ثانیاً معمولاً رسم بر این بوده که نام یک خاک را بر یک آب می گذاشته اند( مثل خلیج مکزیک یا همین خلیج فارس و یا دریای عمان و یا اقیانوس هند و ...) و نه اسم یک آب بر یک خاک. فلسفه اش هم این بوده که خاک و سرزمین، محل زیست انسانها بوده و آب و جنگل و کوه محل زیست جانوران و دیگر موجودات لذا اولی بر دومی مقدم تر بوده است.
به هر حال از توجه تان به هر مسأله ای تشکر می کنم.
بدرود |
........................................................ |
| سجاد واعطی |
|
با سلام و سپاس از برادر بزرگوار اقای طالب موذنی و نقد ایشان از این پس تلاش خواهم نمود تامل بیشتری بر یادداشت ها و پیشنهاداتم پیش از ارائه ان ها داشته باشم . از سوی دیگر شادمان میگشتم اگر اصل پیشنهادات بنده را نیز بیشتر نقد می فرمودید . سه دیگر انکه اسم ها و نام های خانوادگی اموری اعتباری و تنها شناسه فرد در روابط اجتماعی او می باشند و به لطف خدا زیاد در بند ان نیستم . البته نام های پرافتخاری همچون بیژن و برزو و جاماسپ و ... را نیز زیبنده هرکسی میدانم . تفاوتی هم در این میان بین عالم دینی و غیر دینی نیست . اما مهم اینست که همه این ها اموری اعتباری اند . چهارم روی اب هم میشود زندگی کرد . .. البته باز هم از نکته نغز ایشان در اندیشیدن بر یادداشت ها پیش از ارائه ان ها بسیار سپاسگزارم .پاسخی دیگر: اگر صورت جرمیه از ماده جدا گردد و صورت دیگری به دنبال نداشته باشد ماده موجود نخواهد بود . پس لامحاله معقب البدل ماده را بالبدل نگه میدارد
................................................................
| شعرانی |
سلام اولا باید به دور از جنجال های سیاسی به واقعیت نگاه کرد .... دوما در مورد تغییر نام استان باید همه مردم استان تصمیم بگیرند و نباید محدود به نماینده و مردم شهر بوشهر باشد .... سوما یک فراخوان جمعی از نخبگان استانی می تواند بدون از هیاهوها به نظر مشترک برسند .... چهارما چیزی که من این چند روزه در هفته نامه های استانی دیدم ،جز نگاه سیاسی چیز دیگری نبود |
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 18:11 توسط هوشمند
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 6:52 توسط هوشمند
|
این موضوع ازدواج موقت هم باز گل کرده است وزیر محترم کشوراخیرا گفته است :جوانان باید تشویق به ازدواج موقت شوند تا به این وسیله از روابط جنسی نامشروع و خارج از حیطه زناشویی جلوگیری شود.
پورمحمدی فرموده است: چنانچه ما به طور عملی به نیازهای جنسی جوانان پاسخ ندهیم آنگاه باید انتظار عواقب و پیامدهای آن را داشته باشیم.
ایشان در سمیناری در قم فرموده اند: اسلام راه حل هایی برای کلیه مشکلات انسان دارد و ازدواج موقت یک راه حل برای این نوع مشکل (جنسی) است.
"پورمحمدی" با بیان اینکه ایران باید به دنبال ترویج ازدواج موقت باشد از عالمان حوزه خواست درباره این موضوع و "راه های اجرای دستورات خداوند در جامعه" مطالعه کنند.
ایضا حضرت آیت الله امینی امام جمعه ی قم هم فرموده اند:كشور نيازمند مراكزي جهت انتخاب همسر براي دختران و پسران جوان است.
به گزارش فارس ،آیت الله ابراهيم اميني، در خطبههاي نماز جمعه هفته گذشته ی قم كه در صحن شبستان امام خميني حرم حضرت معصومه (س) برگزار شد، با اشاره به وجود مشكلات جوانان در انتخاب همسر گفت:مسئولان كشور بايد با اقدامات مناسب و با تشكيل مراكزي جهت انتخاب همسر جوانان را در رفع اين مشكل ياري رسانند.
وي ادامه داد: تشكيل اينگونه مراكز از ضروريات جامعه است و مسئولان بايد با برطرف كردن موانع اين طرح را در كشور اجرايي كنند.
شما چه می گویید قربان؟
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 20:14 توسط هوشمند
|
چند روز پیش اولین مجمع عمومی خانه مطبوعات بوشهر با هدف همه پرسی پیرامون انتخاب هیات رییسه در سالن اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. متاسفانه من به دلیل کسالتی که داشتم نتوانستم در این نشست حضور داشته باشم .
در اساسنامه این خانه عمر هیات رییسه آن دو سال ذکر شده است . و پس از دو سال باید مجددا انتخابات صورت گیرد و هیات رییسه جدید انتخاب شود.
متاسفانه برخی از دوستان هیات مدیره با انتخابات مخالف بودند و توجیح شان هم این بود که ممکن است این انتخابات به نفع همکاران اصولگرا تمام شود و این خانه نیز که آخرینسنگر ما اصلاح طلبان است از دست بدهیم (.ضمن اینکه خوشبختانه این خانه کارنامه درخشانی در خدمات رسانی به اهالی مطبوعات بوشهر داشته که از بابت انتخاب هیات رییسه جدید جای هیچ گونه نگرانی نیست و این کارنامه درخشان هم مرهون تلاشهای بی وقفه دوست روزنامه نگارم جناب یونس قیصی زاده است ) در نشست های متعددی به این موضع دوستان اعتراض کردم و گفتم اگر قرار است ما فقط شعار دموکراسی سر دهیم ولی تن به قاعده دموکراسی و انتخابات ندهیم از اهدافمان دور افتاده ایم . و گفتم این توجیح نمیتواند توجیهی منطقی و اصلاح طلبانه داشته باشد . اگر قرار است انتخاباتی صورت گیرد که با رای همکاران ؛ روزنامه نگاران اصولگرا خانه را فتح کنند باید تابع باشیم و به این انتخاب احترام بگذاریم .متاسفانه دوستان محترم اعتراضات بنده را حمل بر مواردی دیگر گذاشتند و با لابی زدن و رایزنی با برخی از روزنامه نگاران موجه؛ قرار گذاشتند در مجمع عمومی با پیشنهاد برخی از همین موجهین ! انتخابات را یک سال تمدید نمایند.
ظاهرا قضیه نیز با همین طرح انجام پذیرفته و سر و ته این نشست را به هم آورده اند.
بنده به عنوان یکی از اعضائ هیات رییسه خانه از جناب قیصی زاده مصرانه می خواهم که این انتخابات را برگزار کند و نگذارد اصل دموکراسی و آزادی انتخابات حداقل در یک نهاد مدنی کوچک پایمال شود . ما خود قرار است دیگران را به رعایت حقوق شهروندی , احترام به رای و نظر دیگران دعوت کنیم نه اینکه خود اینگونه به ذبح آرمانها و اندیشه هایی که مدعی آنیم برویم . ضمن اینکه من معتقدم جناب قیصی زاده و تنی چند از دوستان هیات رییسه با نظر بنده موافق می باشند
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 17:31 توسط هوشمند
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:16 توسط هوشمند
|